برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 

الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی (۴)

مراحل برنامه ريزي توسعه دانشگاهي

 

مرحله اول: بررسي وتحليل عملكرد گذشته و وضع موجود

    

نخستين گام در زمينه برنامه ريزي دانشگاهها بررسي وضع موجود است تا ازاين طريق وبا شناسايي تنگناها ونارسائيهاي نظام آموزشي بتوان با ارائه راه حلهاي علمي صحيح درجهت برطرف ساختن آنها گام برداشت، بي ترديد بدون  اطلاعات آماري دقيق، ازوضعيت آموزشي دانشگاه وبررسيهاي كالبدي، هرنوع شناخت وپيشنهاد       راه حلي مناسب، امكان پذيرنمي باشد. بررسي وشناخت وضع موجود وداشتن اطلاعات آماري دراين زمينه، هم ازنظر بررسيهاي توسعه وهم از نظر برنامه ريزي آموزشي حائز اهميت مي باشد، زيرا اين بررسيها، علاوه بر امكان شناخت وضع موجود، زمينه تحول وگسترش آموزش عالي را

درآينده، فراهم مي آورد.

       بدين ترتيب ، بررسي وضع موجود وتحليل عملكرد گذشته زمينه اي براي تدوين مقاصد، يعني هدفها مي باشد. دراين حالت اول بايد مبدأ موقعيت و وضعيت فعلي، يعني منابع، امكانات، تنگناها ومشكلات (درون زا و برون زا) نظام آموز عالي/دانشگاه، وهمچنين ميزان كارايي دروني وبيروني نظام وقوت وضعف آن مشخص شود. اين كار معمولاً به صورت زير انجام مي شود:

  -   بررسي عوامل بيروني مؤثر برعملكرد نظام آموزش عالي/دانشگاه

-   بررسي عوامل دروني مؤثر برعملكرد نظام آموزش عالي/دانشگاه

 -    بررسي عوامل مشترك بيروني و دروني مؤثر برعملكرد نظام آموزش عالي/دانشگاه

        دربرنامه ريزي توسعه آموزش عالي، به منظور تحليل وضع موجود وبررسي عوامل سه گانه فوق به انبوهي از اطلاعات درست وبه هنگام درباره دانش آموخته، دانشجو، هيأت علمي آموزشي وپژوهشي، امكانات كالبدي و تجهيزات  نياز است. مراجعه و دسترسي به اين پايگاههاي اطلاعاتي براي مديران وبرنامه ريزان ازضروريات است. دربرنامه ريزي توسعه آموزش عالي، موقعيت واقعي وعملكرد نظام با استفاده از سيستم نشانگرها صورت مي گيرد. علي رغم تعاريف گوناگوني كه از نشانگر مي توان به دست داد،  بازرگان نشانگر را آماره اي مي داند درباره نظام آموزشي كه جنبه اي از عملكرد نظام را نشان مي دهد، ياكاستيهاي آنرا آشكار مي سازد. سيستم نشانگرها به ما مي گويد: نظام دانشگاهي«به چه طريق» و«تاچه اندازه» هدفهايش را تخقق بخشيده است. به عبارت ديگر نشانگرها، شفافيت دانشگاهي را درزمينه درونداد،فرايند، برونداد نظام  بيشتر كرده وباعث رقابت پذيري بخش آموزش عالي بطور اعم وهريك از دانشگاهها بطور اخص مي گردد.  بازرگان با استناد به يكي از طرحهاي پژوهشي كه بوسيله مركز تحقيقات آموزشي ونوآوري وابسته به سازمان همكاري وتوسعه اقتصادي انجام شده، نشانگرهاي عملكرد

نظام آموزش عالي را به چهار گروه تقسيم كرده است:

الف)نشانگرهاي عملكرد دروني نظام دانشگاهي: شامل نرخهاي موفقيت دانشجويان، نرخ فارغ التحصيلان، نسبت  داوطلباني كه در آزمون ورودي سراسري رشته هاي اين دانشگاه را به عنوان انتخاب اول برگزيده اند، تعداد پايان نامه هاي پذيرفته شده، متوسط مدت زمان تحصيلي دريك رشته وارزيابي دانشجويان ازتدريس مدرسان.

ب)نشانگرهاي عملياتي فرايند فعاليتهاي دانشگاه: شامل بار آموزشی(سرانه تعداد واحدهاي آموزشي هرنيم سال برحسب دانشجو) نسبت دانشجو به استاد، هزينه سرانه، متوسط تعداد دانشجويان دركلاس درس، تنوع دروس اختياري عرضه شده به دانشجو،وبار آموزشي استادان برحسب رتبه دانشگاهي.

 

ج)نشانگرهاي عملكرد بيروني : شامل ميزان اشتغال فارغ التحصيلان دراولين مقصد شغلي وشهرت دانشگاه براساس نظرات شاهدان برون دانشگاهي(دربخشهاي فعاليتهاي اقتصادي مربوط)

 

د)نشانگرهاي مرتبط با تحقيقات: شامل تعداد نشريات انتشار يافته بوسيله دانشگاه، مقاله هاي منتشر شده بوسيله اعضاءهيأت علمي وميزان ارجاع نويسندگان به آنها، نسبت طرحهاي تحقيقاتي كه از طريق قرار داد با سازمانهاي ديگر به اجرا درآمده است... ،تعداد اعضاءهيأت علمي برگزيده به عنوان استاد نمونه وتعداد اعضاءهيأت علمي كه به

كنفرانسهاي علمي طراز بالا دعوت شده اند. 32

 

مرحله دوم: تعيين اهداف واحد دانشگاهي

        گام ديگر دربرنامه ريزي آموزش عالي، تعيين اهداف آموزشي وپژوهشي است. يك برنامه روش منطقي براي دستيابي به يك هدف است وبدون آن هيچگونه پيشرفتي را نمي توان درآينده قابل تحقق دانست. هدف ركن اساسي برنامه ريزي است ونقش دانشگاه را در اجتماع قانوني وموجه مي سازد. بطور كلي براي مراكز آموزش عالي دو هدف عمده را مي توان متصور شدكه عبارتنداز:

- برنامه ريزي براي بهبود كيفيت آموزشي وپژوهشي در مراكز آموزش عالي

- برنامه ريزي گسترش آموزش عالي در مراكز دانشگاهي

 

تعيين وتدوين هدفهاي كمي وكيفي

      دراين مرحله به منظور تعيين هدفهاي كمي وكيفي نظام آموزش عالي توجه به موارد زير ضروري مي باشد:

- درنظر گرفتن رسالت، كاركرد، ووظايف قانوني نظام آموزش عالي.

-در نظر گرفتن قانون اساسي، رهنمودهاي كلي مسئولان كشور، توقعات اجتماعي ومصوبات شوراي عالي انقلاب.

- در نظرگرفتن عوامل اقتصادي، اجتماعي از قبيل رشد جمعيت، تقاضاي ورود به             آموزش عالي، نياز به نيروي متخصص ... رابطه دانشگاه با صنعت وسرعت بخشيدن به توسعه ارتقاء تكنولوژي.

- درنظر گرفتن نتايج بدست آمده از بررسي عملكرد گذشته و وضع موجود. يعني هدفها بايد با توجه به نقاط قوت وضعف و تنگناها ومحدوديتهاي منابع وامكانات(بالقوه وباالفعل) وسرانجام با درنظر گرفتن فرصتها وتهديدهايي كه آموزش عالي با آنها روبرو   مي باشد تعيين وتدوين مي گردند.

- استفاده از سيستم نشانگرهاي آموزش عالي.

- در نظر گرفتن هدفها وخط مشي هاي(استراتژيهاي)اساسي برنامه توسعه دولت وامكانات.

 

مرحله سوم : تعيين استراتژيهاي مراكز آموزش عالي

        استراتژي عبارت از تعيين وارزيابي راهبردهاي بديل براي اهداف معين وانتخاب يكي از راهبردهاي مناسب.به عبارت ديگر استراتژي بيانگر اين است كه مديريت براي دستيابي به اهدافش چگونه برنامه ريزي مي كند، به عبارت ديگر استراتژي ابزاري است كه مي توان بدان وسيله به اهداف بلند مدت واحد دانشگاهي دست يافت. استراتژيهاي مراكز آموزش عالي كه براساس نتايج ارزيابي واهداف دانشگاهها تعيين مي شود بطور كلي شامل مواردذيل است:

- استراتژيهاي بهبود كيفيت فعاليت اعضاءهيأت علمي مراكز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت فعاليت دانشجويان مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت مديريت مركزآموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت فعاليت كتابخانه ومنابع اطلاع رساني مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت فرايند ياددهي-يادگيري/ تدريس مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت اهداف ومحتواي برنامه درسي مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود فعالي پژوهشي/ تحقيقاتي مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود تجهيزات وامكانات آموزشي مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي گسترش وتوسعه دوره هاي آموزشي مركز آموزش عالي

- استراتژيهاي بهبود كيفيت فعاليت دانش آموختگان مركز آموزش عالي

 

مرحله چهارم : تعيين سياستهاي اجرائي مركز آموزش عالي

       سياستهاي تعيين كننده چهارچوب تصميمات مراكز آموزش عالي هستند. به عبارت ديگر، سياستها، شرح كلي اقداماتي هستند كه براساس آنها تصميمات مربوط به راههاي رسيدن به استراتژيها معين شده، درنتيجه دستيابي به هدفها اتخاذ مي گردند.

       آنچه دراينجا بايد مورد تأكيد قرار گيرد، تناسب وسازگاري سياستها با استراتژيها واهداف برنامه است. سياستهاي اجرايي واحد دانشگاهي برگفته از راهبردها واهداف واحد دانشگاهي است. سياستهاي اجرائي بيانگر راهكارهاي عملياتي، عيني ودقيقي است كه در راستاي تحقق استراتژي مركزآموزش عالي ،تدوين مي يابد، هركدام از استراتژيهاي مراكز آموزش عالي دربرگيرنده چندين سياستهاي اجرايي است. براي مثال، سياستهاي اجرائي مرتبط با استراتژي بهبود كيفيت فعاليت دانشجويان مي تواند حداقل شامل موارد ذيل باشد:

- تشكيل كنفرانسها وسمينارهاي دانشجويي

- ايجاد تشكلهاي دانشجويي

- دعوت ازمسئولان اقتصادي واجتماعي كشور براي آشنايي با وضعيت اشتغال

- توسعه منابع اطلاع رساني در زمينه بازار كار، وضعيت اشتغال و درآمد

- بازديد دانشجويان از سازمانها ونهادهاي مرتبط با دوره هاي تحصيلي

- دعوت از انديشمندان سياسي، اجتماعي وفرهنگي جهت ايراد سحنراني

- ايجاد تشكلهاي سياسي، اجتماعي وفرهنگي براي دانشجويان

- تشكيل واحدهاي فوق برنامه

- ايجاد تشكلهاي علمي وپژوهشي

- برپايي بازديدهاي علمي

- برپايي سمينارهاي هنري وفرهنگي

- برپايي سمينارهاي علمي وتحقيقاتي

- ايحاد واحدهاي هنري وفرهنگي

- تشكيل كلاسهاي ماهانه در زمينه اصول يادگيري ومطالعه

- گسترش منابع اطلاع رساني در زمينه اصول يادگيري ومطالعه

- تقويت پژوهشهاي علمي دانشجويان

 

  مرحله پنجم : تدوين برنامه هاي اجرايي بهبود كيفيت

        برنامه هاي اجرايي بهبود كيفيت آموزش وتوسعه وگسترش دوره هاي آموزشي در دانشگاه با توجه به سياستهاي اجرايي تدوين مي گردد. اولويت بندي سياستهاي اجرايي، وظيفه اساسي واحد برنامه ريزي آموزشي در مراكز دانشگاهي است. براساس اولويت تعيين شده سياستهاي اجرايي تعيين مي گردد.

        با ملاحظه اينكه سياستهاي اجرايي بسيار متنوع است وهركدام داراي مؤلفه ها وعناصر خاصي هستند. تدوين برنامه هاي اجرايي نيز در مورد هركدام ازآنها متفاوت است. بطور مثال: سياستهاي اجرايي«ايجاد واحدهاي هنري وفرهنگي» وتشكيل كلاسهاي ماهانه در زمينه«اصول يادگيري ومطالعه» مستلزم تدوين برنامه هاي متفاوتي است. هركدام ازاين دو سياست اجرايي منابع مالي، مادي ، انساني متفاوتي را مي طلبد.

        باوجود تفاوت در تدوين برنامه هاي اجرايي بهبود كيفيت آموزش وپژوهش، گامهاي مشترك، طراحي برنامه هاي اجرايي بهبود كيفيت آموزش وپژوهش در مراكز آموزش عالي

عبارتنداز:

الف) اولويت بندي درسياستهاي اجرايي

ب) انتخاب سياست اجرايي مناسب با توجه به ضرورتها، منابع، محدوديتها وامكانات

ج) پيش بيني منابع انساني، مادي، مالي، مورد نياز براي اجراي سياست تعيين شده

د) پيش بيني منابع كسب بودجه

هـ) پيش بيني زمان مورد نظر براي اجراي برنامه

و) تدوين گزارش نهايي برنامه

 

 مرحله ششم : ارزيابي واجراي برنامه هاي مدون

       ارزيابي فعاليتي پويا وهمه جابنه است كه درتمامي فرايند برنامه ريزي آموزشي مدخليت دارد. پيش از اجراي هر برنامه آموزشي وپژوهشي، بازنگري ومداقه در برنامه تدوين يافته، ضروري است. بررسي وارزيابي سياست اجرايي معين، منابع انساني، مالي، مادي وپيش بيني زمان وبودجه برنامه آموزشي، ازفعاليتهاي عمده قبل از اجراي      برنامه آموزشي است.

        فعاليت واجراي برنامه آموزشي، گام بعدي در فرانيد برنامه ريزي عملياتي است. تحقق هر برنامه آموزشي مستلزم تدارك امكانات ورفع محدوديتها موانع موجود است. به منظور اجراي درست برنامه، ارزيابي در خلال اجراي برنامه ضروري است.ارزيابي در اين مرحله ،در تلاش است تا برنامه در راستاي اهداف،استراتژيها وسياستهاي اجرايي  سوق داده و از عدول برنامه اجرايي از مقاصد خويش، جلوگيري كند، به ديگر سخن ارزيابي درخلال برنامه بيانگر افزايش اطمينان از اجراي برنامه با توجه به هدف مورد نظر است.

        ارزيابي پس از پايان واجراي برنامه، آخرين حلقه برنامه ريزي عملياتي ونخستين گام

فرايند برنامه ريزي استراتژيك است.با توجه به ارزيابي نهايي برنامه، برنامه ريزان آموزشي در مراكز آموزش عالي مي توانند در اهداف، استراتژيها وسياستهاي اجرايي تجديد نظر نموده ويا اينكه به تقويت برنامه هاي اجرايي مبادرت نمايند.شكل 2-1 ونمودار3-1 جايگاه ارزيابي را در نظام برنامه ريزي نشان مي دهد.

 

الف - مزاياا لگوي  تك مؤسسه اي

1) به برنامه ريزان در اتخاذ تصميم وانتخاب راهبرد مناسب كمك مي كند.

2) قابليت استفاده از اين مدل براي سازنده آن بسيار است.

3) خط مشي ها وسياست هاي مختلف آموزشي را درتخصيص منابع به عوامل مختلف نشان مي دهد.

4) عواقبي را كه محتملاً حاصل خواهد شد، پيش بيني مي كند. 33

 

ب- معايب ومحدوديتهاي الگوي تك مؤسسه اي

1) الگوي  برنامه ريزي آموزشي تك مؤسسه اي فقط در مؤسسه سازنده مدل كاربرد دارد و درساير موارد بدون اثر است.

2) اين الگو به صورت سيستمي وكل گرا، به وضعيت بيروني نظام آموزشي از نظر تاثيرات سياسي، اقتصادي، فرهنگي واجتماعي توجهي ندارد.

3) نگرش محدود وجزئي در برنامه ريزان آموزشي بوجود آورده ودامنه خلاقيت ونوآوري برنامه ريزان آموزشي را محدود مي سازد.

4) برنامه ها ونتايج آن با برنامه هاي آموزشي در سطح كلان وبرنامه هاي توسعه ملي، هماهنگ نخواهند بود.

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()