برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی (۳)

الف- برنامه ريزي توسعه دانشگاهي

     

 

برنامه ريزي توسعه دانشگاهي جزئي جدايي ناپذير از برنامه ريزي توسعه آموزش عالي

ودر پي آن برنامه ريزي توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي كشور به حساب    مي آيد.

بازرگان تعريف برنامه ريزي توسعه دانشگاهي را چنين ارائه مي كند،    «مقصود برنامه ريزي توسعه دانشگاهي، كه دربخشي ازبرنامه ريزي توسعه آموزش عالي منظور مي شود، آن است كه  آينده اي بهتر براي افراد، گروهها، سازمانها وبطور كلي جامعه زيرپوشش جغرافيايي دانشگاه بوجود آورد. 24

تقي پورظهير نگاهي نظام گونه به برنامه ريزي توسعه دانشگاهي دارد ودراين زمينه    مي گويد:

درنظام برنامه ريزي، توسعه دانشگاه به عنوان زيرنظام آموزش عالي محسوب ميشود كه داراي درونداد، فرايند وبرونداد با ساختار وكاركرد معيني است. درونداد نظام توسعه دانشگاه شامل:منابع انساني، منابع مالي، ارزش، داوري ها ونيازها وهدفها واستراتژيهاي كلي توسعه ملي، معيارها وضوابط وسرانجام داده واطلاعات است. 25

      برنامه ريزي توسعه دانشگاهي از نوع برنامه ريزي عملياتي است كه درقالب   برنامه

ريزي راهبردي ارائه ميشود. دراين سطح از برنامه ريزي ،برنامه هاي كوتاه مدت، عمليات

اجرائي درسطح دانشگاه يا مؤسسه آموزش عالي تدوين مي شود. برنامه ريزي عملياتي برمنابع موجود، مشكلات عملياتي وپايدار توسعه تمركز مي يابد وبا هدفهايي كه قابليت سنجش دارند ارتباط دارد. 26

        دربرنامه ريزي توسعه دانشگاهي، دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالي به عنوان زير

مجموعه هاي نظام آموزش عالي به حساب مي آيند كه به منزله مهمترين مراكز تربيت

متخصصان وگردآوري اطلاعات علمي وپژوهش هاي مرتبط با نيازهاي توسعه ملي   عمل  مي نمايد.

      ازاين رو توسعه دانشگاهي بايد درقابل برنامه هاي ميان مدت وبلند مدت آموزش عالي به عنوان امري مستمر برنامه ريزي شود وبه اجرا درآيد به اين ترتيب توسعه دانشگاهها، مي تواند به تحقق هدفهاي توسعه كشور دربرنامه اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي كمك نمايد. نكته مويد نظر را كلارك در مورد نظام هاي آموزش عالي چنين بيان مي دارد:

 

نظام هاي آموزش عالي تشويق مي گردند كه براي ساير بخشهاي جامعه ازتقويت اقتصاد وحمايت دولت تا پرورش استعدادهاي فردي، كاربيشتري انجام دهند. 27

   نتيجه اينكه برنامه ريزي توسعه دانشگاهي جامع وفراگير مي باشد وكلية اجزاء ساختاري وعملكردي سيستم آموزش عالي را دربر ميگيرد و درچنين حالتي دانشگاهها و واحدهاي آموزش عالي به عنوان خرده سيستمهايي با برنامه ريزي آموزشي ونهادي كردن برنامه ريزي با وضعيت كلي برنامه ريزي آموزش عالي كامل مي گردند.

    از طريق برنامه ريزي توسعه دانشگاه مي توان سئوالهاي اساسي را دربارة هدفهاي دانشگاه مطرح ساخت وبه آنها پاسخ داد وسپس برنامه هاي عملياتي براي تحقق هدفها  راتنظيم كرد وبه اجرا درآورد. پاره اي از سئوالاتي كه دربرنامه ريزي توسعه دانشگاهي مطرح است چنين است.

1)آيامقصد(هدف) مؤسسه/دانشگاه به طور مناسب انتخاب شده است؟

2)آيا سياستها وخط مشي هاي اجرايي اتخاذشده، رسيدن به هدفها را مسير مي كند؟

3)آيا فرايند اجرايي در برنامه هاي عملياتي وطرح هاي اجرايي به تحقق هدفها مي انجامد؟

4)آيا محصول نهايي دانشگاه با برون دادهاي پيش بيني شده دربرنامه توسعه آن دانشگاه مطابقت دارد؟

      براي يافتن پاسخ به اين سئوالها بايد ازروشهاي ارزيابي استفاده كرد. انجام دادن اين امر مستلزم ايجاد نظام ارزيابي توسعه دانشگاهي است كه مي توان آن را به عنوان جزئي جدائي ناپذير از نظام برنامه ريزي دانشگاهي منظور داشت وسپس جنبه هاي مختلف   نظام دانشگاهي را درچهارچوب برنامه توسعه ارزيابي كرد. به اين ترتيب نتايج حاصل از ارزيابي مي تواند دربهبود فرايندهاي برنامه ريزي توسعه دانشگاهي واجراي آن نقش مؤثري را ايفا كند. 28

نمودار1-1 مختصات مربوط به برنامه توسعه دانشگاهي را نشان مي دهد.

 

ب- برنامه ريزي توسعه دانشگاهي ونگرش سيستمي

 

      سئوالاتي كه دربالا مطرح شد، نگرشي نظام گونه به برنامه ريزي              توسعه

دانشگاهي دارد ، بنابراين مي توان برنامه ريزي توسعه دانشگاهي را به صورت نظام مند

صورت داد. با اين نگرش، هر دانشگاه يا مؤسسه آموزش عالي به صورت    يك خرده نظام،

درچهارچوب نظام كلان آموزش عال عمل مي نمايد. نظام كلان آموزش عالي به نوبه خود به

عنوان خرده نظام از نظامهاي كلان اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي وسياسي كشور عمل مي نمايد.

طبيعي است اگر چنانچه برنامه ريزي        توسعه دانشگاهي هماهنگ با برنامه ريزي هاي توسعه آموزش عالي درسطح كلان عمل نمايد، خود را درچهارچوب توسعه كلان اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي كشور داخل نموده و درآن مؤثر واقع مي شود.

      امروزه اكثركشورها، برنامه هاي بلندمدت وميان مدت خود را براي توسعه ملي در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي وسياسي ارائه مي دهند. اين برنامه ها از      بخش هاي  مختلف تشكيل شده كه مديران وبرنامه ريزان جامعه بايد تمام كوشش خود را متوجه رسيدن اين اين اهداف وسياستها كنند.

 ازديدگاه سيستمي تجزيه وتحليل عوامل مؤثر در نظام آموزشي ومجموعه بررسيها وتحقيقات نظري برنامه ها وطرح هاي عملي است كه هدفهاي استراتژيكي نظام آموزش وپرورش جامعه را به صورتي منظم تحقق مي بخشند. اين     برنامه ريزي در نوع خود به عنوان جزئي جدائي ناپذير وعنصر اساسي از برنامه هاي جامع فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي هرجامعه به حساب مي آيد .برنامه ريزي آموزشي همراه با رشد وتحول نهادهاي گوناگون جامعه، تغييرمي پذيرد، از آنها تأثير     مي گيردو برآنها تأثير مي گذارد.

        از اينرو آموزش عالي نيز جزئي از برنامه جامع آموزش وپرورش كشور مي باشد كه

ازميان اهداف كلي آموزش، بيشترين بار ايجاد ساختار علمي، تكنولوژيكي، آموزشي وپرورشي را به عهده دارد. اين هدف شرايط اصلي وضروري براي رشد وتوسعه فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي وسياسي ودرنهايت تكامل همه جانبه محسوب مي گردد.30

       كليت توسعه يك دانشگاه دراثر ارتباط با عوامل مختلفي صورت مي گيرد. با يك نگرش

سيستمي به نظام دانشگاهي ، لازمه توسعه، تعادل اين نظام است. اين نظام از عناصري چون محتوا، برنامه درسي، دانشجو، اعضاءهيأت علمي،                     فرانيد ياددهي-يادگيري، اعضاي خدماتي وغيره تشكيل يافته است. بنابراين تعادل     نظام دانشگاه درسايه تعادل هريك از عناصر يادشده ميسر است.

 

ج- ويژگيهاي برنامه توسعه دانشگاهي

     ويژيگهاي اصلي برنامه ريزي توسعه دانشگاهي را مي توان درسه مورد زير خلاصه كرد:

1)برنامه ريزي توسعه دانشگاهي مستلزم آينده نگري است. به اين ترتيب كه        مراكز برنامه ريزي علاوه بركسب اطلاعات از عملكرد گذشته و وضع موجود، بايد به ابزارهاي پيش بيني مجهز شوند تا بتوانند: نيازها، امكانات، فرصتها را باتوجه به شرايط وتحولات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، دانش وتكنولوژي و... در آينده برآورد نمايند واز آنها براي اتخاذ تصميمات اساسي استفاده كنند.

2)برنامه ريزي توسعه دانشگاهي مستلزم تدوين هدفهاي كمي وكيفي به عنوان مقصد روشن است. هدفهايي كه بيانگر كمال مطوب توسعه در زمان مورد نظر است.       براين اساس تجهيزات و وسايل، منابع انساني، مادي ومالي مورد نياز تعيين مي گردد وجهت گيري فعاليتها مشخص مي شود.

3)برنامه ريزي توسعه مستلزم هماهنگي بين ابزارهاي مورد استفاده در سياست توسعه است. لذا از پراكندگي و ناسازگاريبين هدفها واشكالات ديگر جلوگيري به عمل        مي آيد.به اين ترتيب برنامه ريزي توسعه دانشگاهي مبتني بر سه كار اصلي«آينده نگري» «تدوين هدفهاي كمي وكيفي» «هماهنگي بين ابزارها» مي باشد. 31

4)برنامه ريزي توسعه دانشگاهي هماهنگ ومطابق با برنامه هاي توسعه ملي ومنطقه اي

ودرقالب برنامه توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي صورت مي گيرد. ازاينرو توازن وهمنوايي مطلوبي بين نظام آموزشي دانشگاه درسطح فرد ونظام آموزش عالي           ونظام اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي درسطح كلان ايجاد مي شود.

5)برنامه ريزي توسعه دانشگاهي داراي نگرشي نظام گرا و سيستمي است. دراين حالت به كليه اجزا وعناصر تشكيل دهنده نظام آموزشي توجه دارد وتمامي جوانب آنرا درنظر مي گيرد. برنامه ريزي توسعه دانشگاهي بانگرش سيستمي سعي دارد تا تعادل لازم را بين اجزاي تشكيل دهندة نظام دانشگاهي ايجاد نمايد. به اين ترتيب دسترسي به اهداف نظام آموزشي با سهولت انجام خواهد شد.

 

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()