برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی (۲)

3-2-2-برنامه ريزي استراتژيك اجتماعي

       

كارلسون وآوكرمن  دربيان برنامه ريزي استراتژيك اجتماعي معتقدند:

« اساسي ترين نوع  برنامه ريزي استراتژيك آن است كه هم نيازهاي حال وهم نيازهاي آينده

سازمان را مشخص كند.» اين روش مي كوشد تا براي افراد، سازمانها/دانشگاهها وجامعه يك

آينده موفقيت آميز رافراهم كند. استفاده از اين روش هم هدف ها ومقاصد فعالي را با آينده درنظر مي گيرد وهم اهداف تازه هاي رابراي سازمان /دانشگاه جستجو مي كند. اين نوع برنامه ريزي نه فقط با«آنچه هست» بلكه با«آنچه كه بايد باشد» وهمچنين با«آنچه كه مي تواند باشد» سروكار دارد. اين نوع برنامه ريزي متاثر از بيرون است وجامعه درآن اهميت درجه اول را دارد.

ازنظر كافمن و هرمن مفروضات زير را براي برنامه ريزي استراتژيك اجتماعي مي توان بيان

داشت:

1)جامعه ونظام آموزشي با تمام اجزا وعناصر آن در اولويت هستند.

2)هرچند تاحدي آينده ازكنترل مستقيم ما خارج است، اما بعضي چيزها قابل تغيير هستند وما بايد به جاي عكس العمل درمقابل آينده، آنرا بسازيم.

3)از آنجا كه انسانها به آينده اهميت مي دهند؛ بنابراين علاقه مند هستند كه  نوعي      نظام آموزشي را طراحي، اجرا وارزيابي كنند كه نه تنها اهداف جاري را دربر بگيرد بلكه اهداف

جديد را تعيين نموده ومأموريت هاي غيرضروري را حذف نمايد. 16

    هريك ازالگوهاي برنامه ريزي داراي مزايا ومحدوديتهايي دراجرا مي باشند. وهيچ الگويي  عاري از عيب ونقص نيست.  جانسون ضمن بررسي وتجزيه وتحليل الگوهاي مختلف كه براي برنامه ريزي آموزشي ارائه شده است به132 الگو اشاره مي كند وپس از بحث پيرامون مشخصات آنها نتيجه مي گيرد كه اين الگوها هنوز تكامل لازم را پيدانكرده اند ومبتني  بر مفروضاتي هستند كه درعمل ممكن است صدق نكنند. 17

الواني، مزايا ومحدوديتهايي را براي استفاده ازبرنامه ريزي جامع به شرح زير بيان ميكند:

الف - مزاياي برنامه ريزي جامع

1-1.      اين نوع برنامه ريزي جهت وسير فعاليت ها را روشن مي سازد وبه عنوان راهنما براي  برنامه ريزان عمل مي كند

1-2.                باتوجه به داشتن نقش راهنما، برنامه ريزي جامع كار تجزيه وتحليل وارزيابي را ساده مي سازد.

1-3.                برنامه ريزي استراتژيك مخاطرات تصميم گيري را كاهش مي دهند وتوفيق اقدامات راتضمين مي نمايد

1-4.      اين نوع برنامه ريزي با نگرش بلند مدت، به پيش بيني آينده مي پردازد. ازاين رو براي اقدامات دراز مدت برنامه ريزان، بسيارمفيد است.

1-5.      برنامه ريزي استراتژيك، نقش هماهنگ كننده بين برنامه هاي عملياتي سازمان /دانشگاه  را انجام مي دهد واقدامات واحدهاي مختلف را در جهت ميبخشد.

 

ب- معايب ومحدوديتهاي برنامه ريزي جامع(استراتژيك)

1-2. هزينه هاي انجام برنامه هاي استراتژيك نسبتاً بالابوده واز اين رو سازمانها/دانشگاهها  و مؤسسات كوچك نمي توانند از اين نوع برنامه ريزي استفاده كنند.

2-2. ازنظر زماني برنامه ريزي استراتژيك بلند مدت است. لذا اهداف ميان مدت وكوتاه مدت

سازمانها ومؤسسات آموزشي را ناديده مي گيرد. ضمناً مؤسسات وسازمانها بايد مدت زمان زيادي را طي كنند تا به برنامه  هاي استراتژيك برسند.

3-2. از نظر تحصص، برنامه ريزي استراتژيك احتياج به نيروي انساني متخصص وحائز شرايط ويژه دارد كه در دسترس همه سازمانها ومؤسسات آموزشي نمي باشند.

4-2. عدم انعطاف وثبات در برنامه ريزي استراتژيك زياد است. لذا برنامه ريزان ومديران سازمانها ومؤسسات را مجبور مي سازد تا ازچهارچوب خاص وتعيين شده      قدم فراتر نگذارند، به اين ترتيب خلاقيت ونوآوري فردي را آسيب پذير مي سازد. 18

 

3-3- الگوي  تك مؤسسه اي

       اين الگو در مقابل مدل جامع قرار دارد. اين الگو درسطح خود ودرحد يك مؤسسه آموزشي كاربرد دارد، وازنظر دامنه عمل محدود است. فيوضات درتوضيح انواع الگوهاي برنامه ريزي آموزشي از نظردامنه عمل، از مدل برنامه ريزي آموزشي تك مؤسسه اي نام برده ومي نويسد:«هدف مدلهاي برنامه ريزي آموزشي تك مؤسسه اي اين است كه تركيب مناسب فرا دادهاي يك مؤسسه آموزشي نظير يك دانشگاه را براي بدست آوردن نتيجه مطلوب معلوم كند. تعداد دانشجويان وتركيب آن را دررشته هاي مختلف براي آينده تخمين بزند ونياز به هيأت(علمي) آموزشي ،كادر اداري ، تجهيزات، سازمانها وتاسيسات، اعتبارات مالي و... را مشخص سازد. 19

       فيوضات درتوصيف ويژگيهاي الگوي برنامه ريزي آموزشي تك مؤسسه اي     مي

گويد:«يكي از مدلهاي جالب دربرنامه ريزي تك مؤسسه اي كه توسط سيسون درسال 1968 ساخته شده است، نشان ميدهد كه چگونه مي توان با تغييردادن عوامل ومنابع مختلف يك مؤسسه ، كيفيت آموزش را به سطح مطلوب رساند، ولي اكثريت مدلهايي كه براي برنامه ريزي درسطح مؤسسه آموزشي تهيه شده اند ازنوع همانندسازي هستند. ازجمله اينها ميتوان به مدلهايي اشاره نمودكه توسط كاسكي، جودي، سالمون وهمكارانش تهيه شده اند. اين قبيل مدلها فقط براي موقعيتها يا واحدهاي آموزشي خاصي ساخته شده اند و قابليت استفاده از آنها درساير مؤسسات محدود است. هدف اين قبيل مدلها اين است كه اهداف، خط مشي ها و سياستهاي مختلف آموزشي را درتخصيص منابع به عوامل مختلف نشان مي دهد و عواقبي را كه محتملاً حاصل خواهد شد ،      پيش بيني ميكند وبه اين ترتيب، به برنامه ريز دراتخاذ تصميم وانتخاب راهبرد مناسب كمك

ميكند. قابليت استفاده واعتبار اين قبيل مدلها براي مؤسسات وموقعيتهاي به خصوصي كه براي آنها ساخته شده اند بسيار زياد است. 20

      مدلهاي برنامه ريزي تك مؤسسه اي را مي توان جزء الگوهاي برنامه ريزي دروني توسعه دانشگاهي به حساب آورد. زيرا در مدل تك مؤسسه اي فقط به محاسبه عوامل داخلي مورد نياز توسعه آموزشي يا دانشگاه پرداخته مي شود و به عوامل بيروني، ازجمله عوامل سياسي، اجتماعي، فرهنگي واقتصادي توجهي نمي شود.

      پيش ازبيان مفهوم برنامه توسعه دانشگاهي ابتدا به چند تعريف در مورد توسعه     مي پردازيم: فلچر توسعه را يك مفهوم داراي ارزش وبار ايدئولوژيكي وسياسي دانست ودراين رابطه نوشت«توسعه مي تواند بالفعل كردن پتانسيل هاي مطلق(موجود) باشد».21  فلچر مي افزايد:

تعليم وتربيت تنها عاملي است كه با دخالت خود مي تواند ابعاد توسعه اجتماعي وفردي را رشد داده وموجبات به فعليت رسيدن ابعاد اجتماعي وفردي زندگي انساني را درقابل مفهوم توسعه فراهم نمايد ودرواقع تعليم تربيت عنصر اساسي براي فرايندهاي توسعه است. 22

 

      شرايط لازم توسعه برپايه قابليتهاي موجود درهر جامعه فراهم مي گردد.        برنامه ريزي عملي است درجهت شناخت استفاده بهينه از آنها به منظور تحقق هدفهاي مشخص. 23

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()