برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 

الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی (۱)

مقدمه

 

الگو براي دانشمند، روشي است كه به وسيلة آن فرايندهاي تفكر آدمي   مي تواند به تفضيل تبيين شود.1  الگو نمايي كوچك، اما دقيق از يك كار،نمونه يا شكل است كه بايد ساخته شود. 2 همچنين درتعريفي ديگر:الگو(مدل) اطلاعات، داده ها يا اصولي هستند كه در اشكال كلامي، تصويري(وگاه رياضي) دسته بندي شده اند تا شيء ،عقيده  ، وضعيت و پديده اي را معرفي وتوصيف نمايند. 3

       انجام برنامه ريزي نيز مانند هر فعاليت ديگري نيازمند بكارگيري الگوهاي علمي ومناسب است. روش هاي مختلف برنامه ريزي، بسته به نوع تفكر برنامه ريزان فرق مي كند. برنامه ريزي هاي گوناگون به مفهوم وسيع كلمه در دومقوله«برنامه ريزي عقلاني» و«برنامه ريزي تعاملي» جاي مي گيرد.بنابراين الگوهاي برنامه ريزي در دوگروه عمده قابل تقسيم هستند:

الف) الگوهاي عقلاني                       ب)الگوهاي تعاملي

 

2-معناومفهوم الگوهاي عقلاني

   پيشرفت سالهاي اخير در زمينه دانش مديريت، نظريه آماري، تئوري اطلاعات وتصميم گيري وبرنامه ريزي به ياري كامپيوتر، باعث تقويت الگوهاي منطقي/فني برنامه ريزي شده است. در الگوهاي منطقي برنامه ريزي آموزشي، برنامه ريزان به عنوان يك تحليلگر فني ومحقق كاربردي يا مدير علمي درنظر گرفته مي شوند. ازنظر آدامز نشانه هاي تعقل به طور كلي در كليه برنامه ريزيها به چشم مي خورد اما مدلهاي كاملاً عقلاني ،مدلهايي هستند كه مي توان آنها را به بعد عيني نسبت داد. اين مدلها بر اقدامات برنامه ريزي شده در جهت نيل به عواقب از پيش تعيين شده

تأكيد دارند واز روش شناسي اقتصادي وقواعد تركيبي تجزيه وتحليل سيستمها حاصل شده اند.

روش تجزيه وتحليل سيستمي، پس از جنگ دوم جهاني، با كار مهندسان كنترل وارتباط پذيرش عام يافت و دربرگيرنده عوامل عمده ذيل مي باشد:

1)هدف يا اهدافي كه تصميم گيرندگان خواستار تحقق آن هستند، مشخص مي گردد.

2)فنون ياسيستم هاي تحقق اهداف، تعيين مي شود.

3)هزينه ها ومنابع ضروري براي هركدام از روشها وفنون مورد نظر، محاسبه مي گردد.

4)الگو كه  مجموعه اي از معادله هاي رياضي است و بيانگر ارتباط ميان اهداف، فنون، محيط و منابع است، مورد ملاحظه قرار مي گيرد.

5)براي انتخاب گزينه مطلوب، معيار وضوابط عيني مشخص مي گردد. 4

ويا بطورخلاصه مي توان گفت:

- دانش لازم براي برنامه ريزي، عيني وتجمعي است ومي توان آنرا به زبان عددي يا كد بيان كرد.

- برنامه ريزي يك فرايند علمي بي طرف است و يك تكنولوژي مبتني بر فرمول دارد

كه براي تغييرات مهم ومؤثر دستورالعمل فراهم مي سازد.

-  روش هاي برنامه ريزي كاربردجهاني دارد، يا لااقل براي انطباق آن  با شرايط ويژه،

دستكاريهاي بسياركم ضرورت پيدا مي كند. 5

رويكردهاي منطقي برنامه ريزي براين فرض استوار است كه فرايند برنامه ريزي به صورت رويه هاي منطقي، مجزا ومنفك انجام مي پذيرد . درباره فرايند منطقي برنامه ريزي اتفاق نظر وجود ندارد.

از نظر آدامز، الگوهاي منطقي برنامه ريزي آموزشي، مجموعه اي از رويه هاست كه دراين فرايند، برنامه ريزان وسياستگذارن آموزشي گامهاي ذيل را طي مي كنند:

1)تشخيص نيازها واهداف كلي نظام آموزشي

2)تبديل اهداف كلي به اهداف آموزشي

3)بررسي راهكارهاي عملي جهت دستيابي به اهداف آموزشي

4)انتخاب راهكارهاي عملي مطلوب با توجه به فوايد وهزينه هركدام

5)تبديل راهكارهاي عملي به برنامه(يا برنامه هاي) اجرايي

6)تبديل برنامه ها به طرح ها يا پروژه هاي اجرايي

7)اجراي برنامه

8)ارزيابي برنامه براساس اهداف اوليه6

     ازنظر كالسون وآوكرمان، برنامه ريزي منطقي دربرگيرنده گامهاي ذيل است:

1)            تعريف اهداف دانشگاه

 

2)            ارزيابي وضعيت جاري از طريق بررسي اجمالي محيط دانشگاه وتجزيه

 وتحليل منابع وامكانات دروني

 

3)            تعيين معيار عملكرد براي برآوردن اهداف دانشگاه

 

4)            ارزيابي اثربخشي دانشگاه براساس معيار عملكرد.

 

 با توجه به آنچه ارائه شد، برنامه ريزي در مراكز آموزش عالي بطور كلي شامل مراحل منطقي ذيل است:

1)تعيين اهداف اساسي دانشگاه /آموزش عالي براساس ارزشها، عقايد، فرضيات وعلائق مديران سطوح بالا وارزيابي از فرصتها ومسائل بيروني وبررسي نقاط قوت وضعف دانشگاه

2)تدوين مأموريت واهداف، خط مشي ها وراهبردهاي دراز مدت دانشگاه

3)طراحي اهداف، خط مشي ها، راهبردهاي فرعي وبرنامه هاي وظيفه اي     و ميان

مدت دانشگاه/آموزش عالي

4)تعيين رويه ها وتدوين برنامه هاي تاكتيكي وعملياتي

5)اجراي گامهاي ويژه براي دستيابي به برنامه هاي تاكتيكي وعملياتي

6)بررسي ومقايسه نتايج واقعي با شرايط مورد انتظار

      الگوهاي منطقي برنامه ريزي آموزشي، درجايي مناسب است كه توافقهايي در ماهيت و وضعيت مسأله وجود داشته باشد بديگر سخن اين الگوها براي مسائل ومشكلات ساختمند بكار برده مي شوند. 7  الگوهاي منطقي برنامه ريزي آموزشي متكي بر فرضيات ذيل است:

1)برنامه ريزي زماني مؤثر است كه اهداف دانشگاه روشن وصريح باشد.

2)ارزيابي پيشرفت ونتايج موفقيت برنامه ريزي بايد بطور سيستمي انجام پذيرد.

3)فرايند برنامه ريزي، به مجموعه اي از گامهاي منطقي ومتوالي تقسيم شود.

4)برنامه ريز در فرايند برنامه ريزي بايد نقش بي ظرف، ارزش-آزاد وغيره سياسي داشته باشد.

5)ارتباط مستقيم ومنطقي بايد ميان برنامه ريزي وفرايندهاي متوالي تصميم گيري وجودداشته

باشد، تا اطمينان حاصل آيد كه همه واقعيتها وامكانات در برنامه ريزي    مد نظر قرار مي گيرد. 8

 

3- الگوهاي عقلاني در برنامه ريزي آموزشي

3-1) الگوي خطي(فني گرا)

        متداولترين الگوي برنامه ريزي عقلاني مرتبط با برنامه ريزي آموزشي الگوي    فني گرا است. برنامه ريزي آموزشي فني گرا، تصميم گيري را فرايندي خطي درنظر مي گيرد. الگوهاي فني گرا اجراي برنامه را به صورتي كه درخود برنامه مشخص شده تعريف مي كنند. اجرا يكي از مراحل فرايند خطي است كه پس از برنامه وقبل از ارزيابي آن انجام مي شود. احتمال دارد

از نتايج ارزيابي به عنوان بازخورد جهت تعديل فعاليتهاي اجرايي يا به عنوان منبع اطلاعات برنامه ريزي بعدا استفاده شود. الگوهاي  برنامه ريزي خطي، هدفشان اين است كه از اعتبارات ومنابع ، حداكثربهره برداري واستفاده شود. 9

 

        مازار درباره الگوي خطي مي نويسد: برنامه ريزي خطي به طور كلي عمل كاملاًرياضي وبيشينه وكمينه كردن يك فرم خطي است كه متغييرهاي آنها محدود به مقاديري هستند كه دريك دستگاه و قيدهاي(مجموعه اي از معادله/  نامعادله هاي خطي) صدق مي كند. اين الگو در انواع مسائل برنامه ريزي در رشته هاي مختلف اقتصادي، نيروي انساني، نظامي وكشاورزي و...

مورد استفاده قرار مي گيرد. 10

 

3-2 ) الگوي  جامع

       اخيراً نظارت منتقدان الگوهاي برنامه ريزي سنتي به تدوين روشهاي برنامه ريزي

ومديريت جامع كه هم به تدوين برنامه وهم براجراي استراتژيك آن تأكيد مي كند، مجهز شده است. به عقيده برايسون محيط سازمانها طي سالهاي اخير به شكل فزاينده اي متلاطم ودگرگون شده وپيوستگي ومتقابل آنها افزايش يافته است. ازاينرو تغييرات درهر قسمت اين نظام به شكلي غيرقابل پيش بيني وخطرناك درساير قسمتها منعكوس مي شود. بنابراين لازم است تا درسازمانها تفكرات جديدي ايجاد شود. 11

       

به دنبال پيچيده تر شدن سازمانها وبه ويژه سازمانهاي آموزشي، تفكر برنامه ريزي 

جامع يا استراتژيك به وجود آمد. يكي از تعاريف برنامه ريزي استراتژيك  عبارت  است ازتدوين دقيق وروشن خط مشي ها وبرنامه هاي اجرايي براي تحقق بخشيدن به استراتژيهاي انتخابي. 12 

       كلين ومرينگولو درتعريف برنامه ريزي استراتژيك مي گويند:«برنامه ريزي استراتژيك بخش مهمي از مديريت محسوب ميشود وچهارچوبي براي مديريت مؤثر درسازمان ارائه مي دهد».13

       كافمن وهرمن مي گويند:«برنامه ريزي استراتژيك فرايندي پويا است كه با درونگري به واقعيات وموقعيت هاي موجود، راهبردها وتاكتيكهاي مؤثر براي رسيدن به فرداي بهتر را ارائه ميدهد.» 14

       برنامه ريزي استراتژيك از لحاظ اهداف ودامنه شمول به چند گروه تقسيم       مي شود كه هر شق آن پاسخگوي سئوالهاي ويژه اي است. دراينجا دومقوله سازماني واجتماعي بحث مي شود.

3-2-1-برنامه ريزي استراتژيك سازماني

 

       اين نوع برنامه ريزي براي تشخيص راهها و روشهاي رسيدن هرچه بيشتر به مأموريت سازمان/دانشگاه واهداف پذيرفته شده جامعه- چه به صورت قطعي وچه به صورت تقريب-ي به كار ميرود. اين روش بر بهسازي، اثربخشي وكارايي سازمان /دانشگاه تأكيد دارد. دراين روش، از برنامه هاي داخل براي خارج استفاده مي شود يعني تصميمات درون سازمان/دانشگاه محيط بيرون را متأثر مي سازد. محدوده زماني فعاليت در روش برنامه ريزي استراتژيك سازماني، معمولاً يك ياچند سال آينده را دربر ميگيرد.ازنظر كافمن وهرمن  دربرنامه ريزي استراتژيك سازماني، مفروضاتي به شرح زير وجود دارد:

1)هدف هاي پاياني، اهداف جزئي ومنظور هاي نظام آموزشي ونيز سطوح عملياتي آن مشخص و داراي اعتبار وسودمندي است.

2)بهبود واصلاحات، مربوط به كل نظام آموزشي واجزاء آن ميشود.

3)تحقق اهداف، به مخاطبان امكان خودكفايي واتكاء برخود را خواهد داد.

4)سازمان/دانشگاه از اهميت درجه اول برخوردار است.

5)آينده توسط ديگران تعيين مي شود وفقط مي توان آينده را پيش بيني كرد. 15

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()