برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۳

برنامه ريزی در آموزش عالی ( بخش ۱)

 

   برنامه ريزی در آموزش عالی ( بخش ۲)

   معنای برنامه ريزی آموزشی

امروزه ترقي ورشدعلوم وتكنولوژي ، موجب دگرگوني در عرصه هاي گوناگون جوامع  شده وعامل اصلي اين تغييرودگرگوني تربيت نيروي انساني متخصص وتحصيل كرده است. در اين راستا نظام آموزش عالي درهركشوريكي ازعوامل مؤثردرتربيت نيروي انساني وايجاد زمينه جهت توسعة اقتصادي واجتماعي وفرهنگي محسوب ميگردد،بنابراين نقش آموزش عالي شامل تربيت نيروي انساني متخصص موردنياز جامعه وترويج وارتقاي دانش،گسترش تحقيق وفراهم نمودن زمينة مساعد براي توسعه كشور است.1

     دانشگاهها كه به عنوان زيرمجموعه هايي ازنظام آموزش عالي مطرح مي باشند،مي بايست به منزلة مهمترين مراكزبراي تربيت متخصصان وفراهم نمودن اطلاعات علمي وپژوهشهاي مرتبط بانيازهاي توسعه ملي عمل نمايند.بدين منظورتوسعةدانشگاهها مي بايست درقالب برنامه هاي ميان مدت وبلندمدت آموزش عالي به عنوان امري مستمر،برنامه ريزي  وبه اجرا درآيد. 2

    امروزه توسعه آموزش عالي در ايران نياز به برنامه ريزي را مرتباً افزايش داده و در برگيرنده برنامه ريزي هاي مؤسسه اي وبرنامه ريزي كلان مي باشد. دربرنامه اول توسعه كشور، دانشگاهها به دلايل مشكلات ناشي از فقدان يك سازماندهي وتشكيلات مناسب براي برنامه ريزي درآموزش عالي ، توجيه نبودن دانشگاهها نسبت به امر برنامه ريزي ونبودن پايگاه اطلاعاتي3 نتوانستند دربرنامه ريزي توسعه آموزش عالي نقش فعالي ايفاء نمايند.

       اما در برنامه دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي كشور(77-1373) تعدادي از دانشگاهها موفق به تهيه برنامه گرديندكه اين روند نشانگر توجه والتفات روزافزون دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالي كشور به امر توسعه آموزش عالي است. اكنون كه دربرنامه سوم توسعه كشور (82-1378)قرار داريم،لازم است تا كليه دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالي ،دربرنامه ريزي توسعة دانشگاهي مشاركتي فعال داشته باشند.

       «دانشگاه به عنوان يك فرايند ،براي حفظ پويايي درون زاي خود احتياج به برنامه ريزي آينده نگر،كنترل مداوم كيفيت وبهبود روشها دارد…»4.بنابراين لازم است تمامي دانشگاهها برنامه اي مشخص براي توسعه وبهبودفعاليتهاي خود ترسيم نمايند،به ويژه هماهنگي وهمكاري دانشگاهها درتوسعه ملي ومنطقه اي،خود نيازمندبرنامه ريزي توسعه دانشگاهي مي باشد.

      تدوين برنامه هاي توسعه دانشگاهي توسط دانشگاهها اقدامي موثردرجهت برنامه ريزي توسعه نظام آموزش عالي مي باشدواساس كار برنامه ريزي در دانشگاهها بربهبود واصلاح فعاليتهاي آموزشي  استوار است.

-برنامه ريزي/معناومفهوم

        برنامه ريزي فرايندي پويا براي اخذتصميمات دربارة عملكرد سازمان است.هرسازماني به منظور تعريف اهداف خويش وايجاد رويه هايي براي حصول بدان اهداف ،مستلزم برنامه ريزي است. 5

       برنامه ريزي فرايندي است كه شرايط آينده را پيش بيني مي كند وزمينه لازم را براي رسيدن به آن شرايط ،فراهم مي آورد. برنامه ريزي همچنين به تعيين اهداف پرداخته واستفاده بهينه از منابع را درجهت تحقق پيامدهاي مطلوب فراهم مي آورد. 6

      اگرطيف گسترده ادبيات برنامه ريزي مورد بررسي قراربگيرد، تعاريف متعددي را از برنامه ريزي مي توان عرضه داشت،براين اساس ده تعريف از برنامه ريزي ارائه مي گرددكه هركدام از تعاريف برجنبه اي ازبرنامه ريزي تاكيد مي نمايد:

1)برنامه ريزي فرايندي است كه به گزينش فني ومنطقي ختم مي شود.

2)برنامه ريزي مجموعه اي ازتصميمات مرتبط ومتوالي است كه بصورت سيستماتيك بايكديگر مرتبط شده اند.

3)برنامه ريزي راهبردي براي تصميم گيري است كه  با سياست ها واعمال قدرت كنترل ميشود.

4)برنامه ريزي تعامل وتبادلي است كه در نتيجه مذاكره به كسب تصميمات منجر   مي شود.

5)برنامه ريزي اساساً فرايند آموزش ويادگيري است.7

6)برنامه ريزي،اتخاذ مجموعه اي ازتصميمات براي عملكرد آينده ،جهت دستيابي به اهداف است، كه ازطريق ابزار مناسب صورت مي پذيرد.

7)ازنظرهانيزو مازي برنامه ريزي يكي از فعاليتها ووظايف مدير است. ازاين نظر برنامه ريزي فرايند ويژه اي از تصميم گيري است. 8

8)ازنظرفايول برنامه ريزي عمل پيش بيني يا آمادگي براي اعمال آينده است. 9

9)ازنظرساخاروپولوس وويندهايم برنامه ريزي بررسي چندين شق ممكن وعملي وگزينش يكي از شقوق براساس يك هدف است. 10

10 )براساس ديدگاه رئوونارايانا،برنامه ريزي مبناي كار مديريت است.11با  بهره گيري از برنامه ريزي ،مديران به مداقه وبررسي آينده پرداخته ،حوادث ورويدادها را پيش بيني كرده،براي رويدادهاي احتمالي آماده شده وبه جهت آينده شكل مي دهند.

        همچنين برنامه ريزي سبب مي شود تا مديران فعاليتها را ترسيم نمايندوتوالي نظام مندي براي دستيابي به اهداف ايجادكنند.12 برنامه ريزي پايه اساسي فعاليتهاي مديريت است.ازنظرهلريگارل ،سولكام،اوهايو،كانيگهام برنامه ريزي ركن اصلي كاميابي وموفقيت مديريت محسوب مي گردد(2-1)    

راسخ دركتاب تعليم وتربيت درجهان امروز ،برنامه ريزي را تفكرقبل ازعمل ،دورنماسازي،مداخله مستقيم درجريان امور براي هدايت نيروهاي ملي درجهت نيل به هدف خوانده وآنراچنين تعريف كرده است : « طرح تدابيري كه به نحواحسن و مناسبت ترين صورت ازمنابع موجود(ياممكن الوجود)درجهت نيل به هدفهاي مطلوب استفاده كند.13

     گلابي براي برنامه ريزي تعريفي ارائه كرده وويژگيهاي برنامه ريزي رابرشمرده است.« ازنظراوبرنامه ريزي كوشش سازمان يافته وآگاهانه براي هماهنگي،جمع بندي وتلفيق مطلوب وبهينه كليه امكانات فيزيكي ومادي ونيروي انساني ،براي رسيدن به هدف يا اهداف مورد نظر درمدت زمان مشخص است . با توجه به تعاريف مطرح شده ،براي برنامه ريزي ويژگيهايي  زير را متوان برشمرد:

1)كليه برنامه ريزي ها به مثابه برنامه كار وترتيب  اقدامات مربوط به حركت يك جامعه يا يك سازمان بسوي آينده تلقي مي شود .

2)درهمه برنامه ريزيها،هدف يااهداف مشخص،مدنظرقرارمي گيرد.اصولاً منظورازاهداف برنامه ريزي، آينده است كه با پيش بيني دقيق علمي قابل تحقق مي باشد وبرنامه ريزي موجبات دستيابي به اهداف راميسرمي سازد.

3)درهمه برنامه ريزيها تهيه وتدارك وسايل تجهيزات لازم وبسيج نيازهاي فيزيكي ونيروي انساني وجود دارد.

4)درهمه برنامه ريزي ها بايد بين اهداف برنامه از يك سو و وسايل نيل به آن وزمان اجراي عناصرمختلف برنامه از سوي ديگر،هماهنگي وانسجام وجود داشته باشد. خصلت هماهنگي كامل در برنامه ريزي از اساسي ترين وبنيادي ترين اقدامات        مي باشد.

5)بهينه سازي،ويژگي ديگر برنامه ريزي است؛كه به معني تلفيق مناسب عوامل موثر دربرنامه ها وتوزيع منطقي منابع دربخش ها،طرح ها وپروژه هامي باشد ،كه از لحاظ بر آوردن اهداف برنامه بيشترين نتيجه رابه دست مي دهد.10

     تعاريفي كه ازمفهوم برنامه ريزي به عمل آمد هريك بيانگرديدگاه خاص تعريف كننده وتاكيدات ويژه است.تعريف مورد نظركه با موضوع توسعه ملي ومنطقه اي آن وجه مشترك داشته باشدتعريفي از«يان تين برگن»مي باشد.برنامه ريزي مورد نظر اومشتمل است بر:

1)پيش بيني وآينده نگري:‍ بنابراين سازمان برنامه ريزي بايد به ابزارهاي پيش بيني مجهز باشد.

2)مشخص كردن هدف ها ويادادن محتوا وهداف ها :ازآنجايي كه غا لب اهداف اقتصادي،سياسي،فرهنگي واجتماعي توسط دولت صورت مي گيرد،كار برنامه ريزان،محتوا بخشيدن به آن هدف ها مي باشد.

3)هماهنگي ميان ابزارها ،عوامل ووسايل مختلف اجراي سياست از جمله ديگر     مشخصه هاي برنامه ريزي برگن مي باشد.16

البته برنامه وبرنامه ريزي بايكديگر تفاوت دارند:برنامه ريزي يك دوره متناوب است. فرايندي است كه ازطريق نتايج برنامه ها استمرار مي يابد.در حاليكه يك برنامه  سندي است كه نكات عمده يك برنامه كامل راتاحصول اهداف ومقاصد پيگيري   مي كند.تفاوت ميان برنامه ها وبرنامه ريزي خيلي اهميت دارد، زيرافرايندبرنامه ريزي جرياني است كه طي آن سند برنامه تهيه مي شودو درواقع برنامه حاصل فرايند     برنامه ريزي است.17

 

                          

 

 

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()