برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

(۷) الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی

 الگوي مبتني بر توسعه ملي ومنطقه اي

      

 

از زمان ترويج فكر توسعه، مدلهاي برنامه ريزي گوناگوني در بررسي توسعه آينده توسط انسان وجود داشته وگرايش هاي مختلفي دراين زمينه بوجود آمده است. 53  ازجمله تقسيماتي كه برمدلهاي برنامه ريزي آموزشي مبتني برتوسعه وجود دارد، تقسيم آن به برنامه ريزي آموزشي دروني وبيروني توسعه است. برنامه ريزي آموزشي دروني توسعه مربوط به برنامه هاي تك مؤسسه اي است كه درسطح ومحدوده يك مؤسسه آموزشي صورت ميگيرد. هم چنانكه قبلاً نيزگفته شد، ارتباط محيطي و درنظر داشتن ويژگيهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي در برنامه ريزي آموزشي             تك مؤسسه اي وجود ندارد ويا اندك است ، ليكن در برنامه ريزي بيروني توسعه ارتباط با زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، ملي ومنطقه اي درنظر گرفته ميشود.

        در كنفرانس جهاني آموزش عالي(پاريس،1998) يكي از عمده ترين بحث ها واهداف مهم كنفرانس، مساله آموزش عالي وتوسعه بوده است. ازجمله بحث هاي مهم ديگر دراين كنفرانس مساله آموزش عالي وهمكاري در توسعه ملي ومنطقه اي بوده است. 54

       كنفرانس جهاني آموزش عالي با قراردادن دو مساله فوق به عنوان موضوعات اصلي خود، تاكيد براهميت مساله توسعه ملي ومنطقه اي و رابطه آن با آموزش عالي ودانشگاه دارد.     براي دستيابي به اهداف فوق، استفاده از مدلهاي برنامه ريزي آموزشي مبتني بر توسعه ملي ومنطقه اي ضرورت دارد. طبيعي است كه دراين راستا استفاده ازمدلهاي برنامه ريزي آموزشي تك مؤسسه اي نمي تواند كاربرد چنداني داشته باشد.

      بنابراين ازمدلهاي برنامه ريزي آموزشي بيروني توسعه كه به مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي جامعه نظر دارند استفاده كرد. ازنظر  پوي نان      آموزش عالي از دوجهت در برنامه ريزي هاي ملي توسعه گنجانده مي شود:

1)سطوح ورشته هاي مختلف آموزشي كه به عنوان هدفهاي توسعه در برنامه ريزي ملي توسعه انتخاب مي شوند. اين انتخا ب برحسب رشته وسطح آن به دلايل اقتصادي، تربيت نيروي انساني، تقاضاي اجتماعي يا گسترش آموزش عالي صورت ميگيرد

2)مبالغ وبودجه هايي كه براي اجراي طرح هاي پيش بيني شده مانند ساختمانها-تجيزات- هزينه عمليات و... در برنامه ريزيهاي ملي توسعه اختصاص مي يابد. 55

     دركنار مدلهالي برنامه ريزي تك مؤسسه اي،«مدلهاي برنامه ريزي بيروني توسعه آموزشي» وجود دارد كه براساس ارتباط بين توسعه آموزشي وتوسعه ملي كه در آن زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي وسياسي جامعه درنظر گرفته مي شود عمل مي نمايند.

       از جمله اصول مقدماتي برنامه ريزي آموزش وپرورش، اصل انطباق برنامه هاي آموزشي

با نيازهاي توسعه ملي است، براين اساس ، برنامه ريزي آموزشي نبايد بطور مجزا ومنفك در

برنامه ريزي عمراني وملي انجام گردد؛ بلكه بايد با برنامه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي

هماهنگ وهمساز باشد ودرچهارچوب برنامه توسعه ملي صورت گيرد. 56

        ميركمالي، در تعريفي از برنامه ريزي آموزشي آنرا برنامه توسعه ملي در سطح كشور

مرتبط ساخته ومي گويد:« برنامه ريزي آموزشي جزئي از برنامه توسعه جامعه است كه مي

خواهد با توجه به آينده هاي دورتر وبه طور جامع، نيازهاي اساسي جامعه را برآورد سازد.»

ميركمالي در رابطه برنامه ريزي آموزشي وبرنامه ريزي توسعه ملي را چنين بيان ميكند«

دردنياي امروز، اكثر كشورها برنامه هاي بلند مدت    وميان مدت را براي توسعه ملي در زمينه

هاي اجتماعي، سياسي وفرهنگي ارائه             مي دهندكه دربخش هاي مختلف آن سياست خاص هربخش رامطرح مي كنند وكليه مديران جامعه بايد تمام كوششهاي خود را متوجه رسيدن به اين اهداف وسياستها كنند.    برنامه ريزان آموزشي بايد سياست هاي بخش آموزش را دربرنامه توسعه به دقت مطالعه كنند و مورد توجه قراردهند. سپس براي تحقق آنها برنامه ريزي كنند. 57

        مشاوران يونسكو تاكيد دارند كه برنامه ريزي آموزشي بايد با شناختي دقيق ودرچهارچوب نظام كلان اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي كه نظام آموزشي درآن به عنوان يك نظام عمل ميكند، انجام پذيرد. آنچه كه براي يك               برنامه ريزآموزشي حائزاهميت است وقوف به ارتباط وتعادل اين زيرنظام ها با نظام كل است. نظام كلان علي رغم اينكه نظامهاي خرد را تغذيه ميكند، ازآنها نيز به علت تعادل مداوم تأثيرمي پذيرد. در برنامه ريزي آموزشي، برنامه ريز بايد باكل نظام كلان آشنايي حاصل كند وفضاي حاكم را بسنجند.يك برنامه ريز آموزشي نه تنها بايد چگونگي كاركرد نظام را مشخص كند(شناخت اجزاء تشكليل دهنده نظام، سازماندهي وروابط متقابل آنها) بلكه بايد كاركرد آن را درچهارچوب نظام كلان اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي كشور نيز تشخيص دهد. 58

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()