برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی(۶)

الف - مزاياي الگوي  برنامه ريزي آموزشي مبتني بر نيروي انساني

)هزينه اي آموزش عالي در زمينه تربيت نيروي انساني متخصص، در واقع نوعي سرمايه گذاري به حساب مي آيد، كه منجر به افزايش كيفيت كارآيي افراد ودرنهايت افزايش بهره وري در جامعه خواهد شد.

2)اين روش منجر به شكوفايي وپرهيز از كمبود يا تورم نيرو، باتوجه به نيازهاي آينده به نيروي انساني مي شود.

 

ب- معايب ومحدوديتهاي الگوي برنامه ريزي آموزشي مبتني بر نيروي انساني

1)پيش بيني هاي نيروي انساني خيلي با واقعيت منطبق نمي شود و دركشورهاي مختلف عرضه نيروي انساني بيش از تقاضا بوده است.

2)از آنجايي كه پيش بيني نيازهاي جامعه به نيروي انساني براساس گذشته شكل ميگيرد، باتوجه به تغييراتي كه درشئون مختلف جامعه ودرآينده صورت مي گيرد، معمولاً     پيش بيني ها غلط از كاردرمي آيد.

3)مهاجرت هاي بي رويه برعدم تعادل عرضه وتقاضاي نيروي انساني تأثير مي گذارد.

4)گفته مي شود كه دربعضي موارد بين نوع شغل وتحصيلاتي كه براي احراز آن شغل در نظر گرفته مي شود رابطه اي وجود ندارد.

5)تحرك شغلي افراد، تعادل عرضه وتقاضاي نيروي انساني از پيش برنامه ريزي شده را برهم مي زند.

6)تقاضاي اجتماعي افراد براي آموزش ناديده گرفته مي شود.

7)نقش بخش خصوصي وخود اشتغالي مورد غفلت واقع مي شود.

8)بعضي از مشاغل علاوه بر ويژگي هاي تحصيلي، صلاحيت هاي ديگري رامي طلبد  كه اين صلاحيت ها ازنظر دور مي مانند.

9)دراثر فشارهاي سياسي وتقاضاي اجتماعي براي آموزش، تربيت نيروي انساني مازاد، موجب برهم خوردن تعادل در بازاركار مي شود.

 

3-6- الگوي هزينه-فايده

 علي رغم برنامه ريزي نيروي انساني كه مبنتي بر تكنولوژي است ، برنامه ريزي     هزينه - فايده امري تجاري است و بر مسائل مالي متكي مي باشد. ازنظرطرفداران اين روش آموزش عال،ي سرمايه گذاري عظيمي است كه ازآن درآمدهاي اضافي       مادام العمر حاصل مي شود وتجزيه وتحليلهاي هزينه وفايده دربرگيرنده اطلاعاتي در مورد هزينه هاي آموزش عالي وارزش اين آموزش در بازاركار است. برنامه ريزان آموزشي براساس اطلاعات بدست آمده ، ميزان نرخ بازگشت هزينه را درسطح اجتماعي وفردي بدست مي آورند. اما ارزيابي فوايد آموزش عالي گريبانگير مسائل ومشكلات شديدي است، اول اينكه ميزان درآمدهاي اضافي  آموزش عالي بدرستي قابل برآورد نيست و دوم اينكه برآورد فوايد غيرمالي آموزش عالي امري گريزان است.

همچنين تجزيه وتحليل هزينه-فايده بر ملاحضات ميان منطقه اي متكي است. شرايط عرضه

وتقاضا آينده را كه شرط اساسي عمل برنامه ريزي است ناديده مي گيرد. مشاوران يونسكودر

زمينه الگوي هزينه- فايده  معتقدندكه «هزينه هاي آموزشي به تنهايي شاخص گويايي براي

كارآيي آموزشي نمي باشد، بلكه محاسبه نرخ هزينه-فايده شاخص دقيق تري به شمار مي آيد» وقوع كارايي در نظام آموزشي در صورتي         مي تواند حاصل شود كه يكي از حالت هاي زير رخ داده باشد:

1)اگر براي بازده متشابه، هزينه ها كاهش يافته باشد.

2) اگر هزينه ها  برابر ولي بازده مهمتر باشد.

3)اگر هزينه ها افزايش يافته باشد ولي افزايش بازده از افزايش هزينه بيشتر باشد.

دراينجا بهبود بازده به معني اين است كه دانش وتوانش فارغ التحصيلان افزايش يافته وافت تحصيلي وتعداد بازماندگان از تحصيل نيز كاهش يافته باشد. 44

        در مدل هزينه-فايده مؤسسات آموزشي مانند واحدهاي توليدي هستند كه مجموعه اي از درون دادها را(دانشجويان، اعضاءهيأت علمي، فضا، تجهيزات،بودجه، سرمايه گذاري و...) مي گيرند ومجموعه اي از برون داد ها را(به صورت مهارت ذهني، دانش ومعلومات و...) توليد مي نمايند. از آنجا كه تبديل دروندادهايي كه دررفتار ونگرش ومعلومات آنها تغييرمطلوب ايجاد شود، مستلزم صرف هزينه هاي فراوان است ، لذا لازم است تا بررسي هزيته-فايده صورت گيرد، تا سنجش لازم در اين زمينه به عمل آيد. برنامه ريزان آموزشي مي توانند براساس اطلاعات بدست آمده،ميزان نرخ بازگشت هزينه را درسطوح فردي واجتماعي بدست آورند.

       شايد بتوان گفت كه مدل هزينه-فايده از لحاظي عقلاني ترين الگو درسرمايه گذاري وبرنامه ريزي آموزش عالي به شمار مي رود. ليكن اين مدل همانند تقاضاي اجتماعي ونيروي انساني داراي مزايا ومعايب درخور  توجهي است. ازنظر ميزان مزايا ومعايب اين الگو مي توان گفت اگرچه به ظاهراين مدل جنبه اي از عقلانيت را درخود به همراه دارد ليكن درعمل معايب كاربردي اين الگو از فوايد پنهاني آن بيشتر است. 45

 

الف- مزايا مدل هزينه-فايده

1)اين روش تأكيد مي كند كه هميشه بايد انتخاب هاي مختلف قبل از اتخاذ هرتصميمي بررسي گردد وهزينه وفايده هريك تا سرحد امكان سنجيده شود.

2)به تدريج كه متدولوژي اطلاعات اساسي مورد لزوم اين روش بهبود مي يابد،      مي توان راهنمايي بيشتري ازآن انتظار داشت.

 

ب- معايب ومحدوديتهاي مدل هزينه-فايده:

        اگرچه تحليل هزينه-فايده در آموزش ، روش مناسب براي تعيين سودمندي  هزينه ها به كار مي رود. ليكن انتقادهايي ازسوي اقتصاددانان ومسئولان نظام هاي آموزشي به آن وارد شده است. ازنظر فيليپ كومبز انتقادات زير به مدل فوق وارد است:

1)اشكلات عملي اندازه گيري مخارج وفايده ها دراين روش حتي بيشتر از اشكالات روشهاي تقاضاي اجتماعي ونيروي انساني است به اين ترتيب كه اندازه گيري مخارج وفايده ها كار بسيار پيچيده اي است.

2)اطلاعاتي كه ملاك محاسبه هزينه مي باشد، سست پايه است ومنتقدان، منظور كردن درآمد صرف نظر شده را درمحاسبه هزينه، خصوصاً دركشورهايي كه دچار بيكاري مزمن هستند نمي دانند.

3)روش محاسبه اينكه درمقابل افزايش مقداري به تحصيلات فرد، درآمد حاصل ازآن درطول زندگي چقدرافزايش خواهد يافت، كاربسيار مشكل وپيچيده اي است. زيرا رقم افزايش درآمد، شامل اضافه درآمد حاصل از عوامل غير مرتبط با آموزش نيز    مي باشد.

4)روش نرخ بازده به اندازه گيري فوائد مستقيم اقتصادي مي پردازد وكاري به    اندازه گيري فوايد غير مستقيم يا فوايد غيراقتصادي آموزشي ندارد.

5)اين روش به برنامه ريزان آموزشي ومسئولان اجرايي مي گويد كه منابع را درچه جهتي به مصرف برسانند. ليكن به آنها نمي گويد كه تا چه حددرآن جهت پيش    بروند. 46

       وودهال تحت عنواني مطلبي به عنوان اقتصادهاي نظري نسبت به تحليل      هزينه-فايده معايبي چند را براين روش آورده ازجمله آنكه محاسبات نرخ بازده،زماني نتيجه مي دهند كه تمامي افراد فارغ التحصيلان بايد شاغل شوند. 47

       همه روشهاي برنامه ريزي آموزشي در آموزش عالي براي تخصيص بهتر منابع درآموزش عالي سهيم هستند. انتظار مي رود كه درآينده تلاشهاي صورت گيرد كه اين سه روش(تقاضاي اجتماعي، نيروي انساني، هزينه-فايده) با يكديگر تركيب شوند. 48

 

3-7- الگوهاي رياضي

      فيوضات چهار دسته مدل رياضي را دربرنامه ريزي آموزشي مشخص ساخته است. به رغم او مدلهاي برنامه ريزي آموزشي را ازديدگاه ومبناي رياضي آنها مي توان به چهاردسته به شرح زيرتقسيم كرد:

1)مدلهاي بسته

2)مدلهاي زنجير ماركو

3)مدلهاي رگرسيون

4)مدلهاي رياضي

مدلهاي بسته: مبناي آماري پيچيده اي ندارند و ازاين نقطه نظر بسته ناميده مي شوند. زيراكه دامنه انعطاف متغيرهاي مربوط محدود است. دراين مدل متغيرها با ضرايب ثابت واز پيش معلوم شده اي با يكديگر مربوطند. به عبارت ديگر اين مدلها فاقد عوامل وعناصر احتمالي هستند ومفروضات ثابت ومشخص ومعلوم شده اي را بين عوامل مختلف به يقين تلقي ميكنند. 49

مدلهاي زنجپر ماركو: برمبناي فرضيه آماري ماركو ساخته شده اند ولي از بسياري جهات نتيجه اي شبيه مدل هاي بسته توليد مي كنند.

مدلهاي رگرسيون: براساس اين نظريه ساخته شده اند كه اگر دوعامل به يكديگر بستگي داشته باشند، تغيير يكي با تغيير ديگري قرين خواهد شد. هرقدر ارتباط دوعامل مزبور به يكديگر نزديكتر وقوي تر باشد ضريب همبستگي تغييرات آنها بزرگتر وبه حداكثر همبستگي يعني«يك» نزديك تر خواهند شد. پس اگر روند گذشته نشان دهد كه بين تغيير يك عامل وتغييرات چند عامل ديگر همبستگي معني داري وجود دارد،   مي توان تصور كرد كه درآينده نيزهمبستگي مزبورحفظ خواهدشد. مدلهاي رگرسيون انواع مختلفي دارد كه متداول ترين آنها رگرسيون ساده ومركب ميباشد. مدلهاي رياضي، اين مزيت بارز را برمدلهاي رگرسيون دارند كه محدوديتهاي متغيرها را درنظر مي گيرند. 50

 

محدوديت مدل رياضي

   با وجود اينكه تهيه مدلهاي رياضي برنامه ريزي آموزشي ازسال1966   تاسال1976 طي دو سال پيشرفت فوق العاده زيادي كرد، ولي هنوز تكامل لازم را پيدانكرده وهيچيك از123مدلي كه تا سال1974 ساخته شده، پاسخگوي كامل نيازهاي برنامه ريزي نيست وهريك داراي كمبودها ونارسايي هايي است. 51

        بنابراين دراستفاده از مدلهاي رياضي هرقدر نيز دقت عمل به خرج داده  شود بازهم نتايج مختلف  به دست مي آيد. از اينرو  تركيب مدل رياضي يا مدلهاي ديگر برنامه ريزي آموزشي توصيه شده است.

         يكي ازمشكلات اساسي دراستفاده از مدلهاي رياضي، عدم آگاهي از ميزان صحت وامتياز تنايجي است كه از محاسبات مدلهاي رياضي بدست مي آيد،علت اين امر آن است كه ارقام واعدادي كه از مدلها به دست ميآيد، مربوط به آينده است ومعلوم نيست كه درآينده واقعيت پيداكنند. مساله سوم مربوط به مشكلات تلفيق عوامل    پيش بيني كننده هستند با عوامل تشريح كننده است.اكثر مدلها برنامه ريزي يا از نوع پيش بيني كننده هستند يا ازنوع تشريح كننده. اگر هدف فقط اين باشدكه آينده را پيش بيني كنيم، مي توانيم از شيوة مانندسازي(روال گذشته) استفاده كنيم كه مؤثر از شيوه هاي ديگر است. ولي دراكثر موارد پيش بيني كافي نيست وبايد عوامل نافذ در شكل گيري پديده مورد نظر را نيز درمحاسبات دخالت دهيم، اينجاست كه بامحدوديتهاي اساسي مدل رياضي روبرو مي شويم. 52

 

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()