برنامه ريزی در آموزش عالی

 


پست الکترونيک

جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳

 

 

الگوهاي  برنامه ريزی در آموزش  عالی (۵)

3-4-  الگوي تقاضاي اجتماعي

       فيليپ كومبز در توصيف برنامه ريزي آموزشي، اصطلاح « تقاضاي اجتماعي» را اصطلاحي مبهم  مي داند. او اين الگو را به چند  نوع مختلف تقسيم     مي كند:«تقضاي اجتماعي اغلب به معناي تقضاي مردم براي آموزش بكار مي رود.» يعني مجموع تقاضاهاي افراد براي آموزش دريك زمان ومكان معين، تحت شرايط فرهنگي، سياسي، اقتصادي موجود. 34

      مشايخ به نقل از گروه مشاوران يونسكو درباره اين مدل مي گويد:« شعاري كه بازگو كننده اين روش برنامه ريزي است، عبارت است از حداكثر آموزش براي حداكثر افراد جامعه، ولي درعمل به علت كمبود منابع وبودجه تحقق بخشيدن با اين شعار با مشكل مواجه مي شود. 35

       اين روش برمجموع تقاضاي افراد براي بهره گيري از امكانات وخدمات آموزش عالي تمركز دارد. در واقع اين روشن برنامه ريزي، محدود به پيش بيني الگوهاي ثبت نام دانشجويان درآينده است. براي پيش بيني ودستيابي به تصويري روشن از انتظارات افراد وانتخاب رشته تحصيلي آنها بايد به بررسي عواملي كه در شكل گيري اين انتظارات مؤثر است پرداخت. در

پژوهشهايي كه انجام شده عوامل نامبرده مؤثر مي باشد.

1)ويژگيهاي افراد متقاضي آموزشي مانند:جنس، استعداد، علايق، آرزو ها

2)محيط زندگي افراد متقاضي، موقعيت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي  خانواده

3)نظام آموزشي:گزينش وپذيرش داوطلبان

4)جامعه دركل: بافت جمعيتي، شرايط اجتماعي، فرهنگي، شغلي، اقتصادي

       باگردآوري اطلاعات بر پايه برآورد عوامل تقاضاي اجتماعي، از قبيل عوامل جمعيت شناختي، آموزشي ، مالي، فرهنگي، اجتماعي و اولويت هاي افراد مي توان تقاضاي متفاوت آموزش را پيش بيني كرد. برنامه ريزان با ايجاد تغييرات درنظام آموزشي وملاحظه عوامل نام برده  براي تعيين ميزان ثبت نام دانشجويان در آينده در دانشگاهها مي توانند موضع محافظه كارانه يا فعالي اتخاذ نمايند. دربرنامه ريزي بر پايه تقاضاي اجتماعي، خط مشي كلي ومؤثر، حمايت از تقاضاي اجتماعي والتفات وعنايت به امر برابري فرصتهاي آموزشي است. بنابراين برنامه ريزي مبتني برتقاضاي اجتماعي، تداعي كننده اصول ورود آزاد دانشجويان به دانشگاهها با هزينه هاي پايين ومساعدت دانشجويان وحمايت از برنامه هاي گروه اقليت است.

         درباره رويكرد تقاضاي اجتماعي در بخش آموزش عالي، كشور فرانسه مثال خوبي است. دراين كشور قاعده براين است كه هر دانش آموزي كه درپايان تحصيلات دبيرستان موفق به گذراندن امتحان«باكالره» شود مي تواند مستقيماً وارد دانشگاه شود. افزايش انفجار مانند تعداد داوطلبان تحصيلات دانشگاهي از سال اول دهه1950 به بعد شاهد زنده اي بر افزايش تقاضاي اجتماعي براي آموزش عالي است ومنشاء عمده گرفتاري برنامه ريزان ومسئولان آموزشي كشور فرانسه بوده است كه وسيله اي دراختيار نداشتند كه پيش بيني كنند درپائيز هر سال چند داوطلب به دانشگاهها مراجعه خواهند كرد. معمولاً عده داوطلباني كه مراجعه مي كردند بيش از ميزان      پيش بيني شده وبيش از ظرفيت دانشگاهها بود، از اين نظر، روش تقاضاي اجتماعي مورد انتقاد اقتصاددانان واقع شد.36

 

مزايا ومحدوديتهاي الگوي تقاضاي اجتماعي

 

       مدل تقاضاي اجتماعي كه براساس نظريات«انسان گرايانه» در دهه1950   شكل گرفت همواره از طرف اقتصاددانان مورد حمله قرار گرفته است. 37  كومبز تنها مزيت اين الگو را در تأكيد بر ارزش انسانها وحقوق آنها در كسب مهارت هاي آموزشي وارتقاء سطح آگاهي اجتماعي افراد مي داند، همچنين كومبز معايب ومحدوديت هاي مدل تقاضاي اجتماعي را به ترتيب زير مي شمارد:

1)اندازه گيري ميزان تقاضاي اجتماعي، تقريباً هميشه بسيار مشكل  بوده واغلب امكان ناپذير است.

2)در بيشتر موارد به دست آوردن اطلاعات تقريبي درباره ميزان تقاضاي داوطلبانه مستلزم آن است كه خانه به خانه از مردم پرس وجو شود.

3)دراين روش، به مسأله مهم تخصيص منابع درسطح مصالح كشور اعتنايي نمي شود.

4)به كيفيت ونوع نيروي انساني مورد نياز اقتصاد كشور توجهي نداردو نتيجه اين خواهد شد كه بعضي از انواع نيروي انساني بيش از تعداد مورد نياز وبعضي از انواع ديگر نيروي انساني كمتر از تعداد مورد نياز تربيت شود.

5)در نتيجه گرايش به مدل تقاضاي اجتماعي تشديد تقاضاي اجتماعي براي آموزش دست كم گرفتن هزينه ورقيق تر گردانيدن منابع براي رسانيدن آن عدد بيش از اندازه دانشجو، كيفيت آموزش تا آنجا تنزل خواهد يافت كه ديگر نتوان آنار سرمايه گذاري محسوب داشت. 38

 

3-5- الگوي نيروي انساني

 

      طرح ريزي مدلهاي برآورد نيروي انساني براساس نياز رشد اقتصادي به     نيروي انساني وجيه مي گردد. اين روش به ويژه بر جنبه هاي اقتصادي تكيه داردو هدف آن پيش بيني كشش نيروي كار بر حسب مشاغل ومهارتها است، تا آنها را به اهداف آموزشي مبدل نموده ودربرنامه ريزي آموزشي به كارگيرد.39  مارك بلاك معتقد است كه بين شغل وتحصيلات افراد رابطه اي وجود دارد. علاوه بر آن براي خيلي از مشاغل نمي توان از جايگزين استفاده كرد. لذا اگر جامعه اي با كمبود نيروي انساني متخصص مواجه شود در نتيجه با كاهش توليد ملي  روبرو خواهدشد.  از اين رو بايد اقدام به برنامه ريزي آموزشي شود.

       از نظر فليپ كومبز، بسياري از اقتصاددانان روش نيروي انساني را در        برنامه ريزي آموزشي مرجح مي دانند. اقتصاددانان اين روش را چنين توجيه مي كنند كه رشد اقتصادي، خاستگاه و اهرم اساسي در توسعه وعمران همه جانبه كشور است و ازاينرو درتخصيص منابع، هدف اوليه بايد تدوين رشد اقتصادي باشد. ليكن رشد اقتصادي نه نتها به منابع و وسايل مادي نيازمند است؛ بلكه نيروي انساني كه آنها را به كار اندازد نيز لازم است.

        از نظر اقتصاد دانان، توسعه وپرورش نيروي انساني به وسيله نظام آموزشي، شرط لازم رشد اقتصادي به شمار مي رود. 41 درآموزش عالي، ديدگاه اساسي رويكرد نيروي انساني اين است كه آموزش عالي بايد تربيت كنندگان ماهر ومتخصص براي اقتصاد باشد ولذا برنامه ريزي آموزشي بر پايه نيازهاي اجتماعي صورت مي پذيرد. برنامه ريزان آموزشي بايد براساس

نيازهاي جامعه، ساختارنيروي انساني ماهر را     پيش بيني نمايد وثبت نام دانشجويان در آموزش عالي ودانشگاهها نيز بر طبق پيش بيني عملي گردد بعضي از روشها عمده پيش بيني نيروي انساني دربخش آموزش عالي به شرح زير است:

الف)روش پيش بين كارفرما: دراين روش، از نظر كارفرمايان براي پيش بيني جمعيت دانشجو استفاده مي شود اما نتايح بدست آمده از بررسي نظارات كارفرمايان به علت فقدان تعريف واحد از شرايط نابرابر بازار وجود دارد.

ب)روش هاي تطبيقي: اين روشها پيش بيني نيازمنديهاي نيروي انساني آينده، از طريق انتخاب ومشاهده رابطه بين ساختارهاي آموزشي وشغلي كشورهايي صورت مي گيرد كه از نظر اقتصادي با كشورهاي مورد نظر دريك خطند، با توجه به فرضيات الگوي جهاني توسعه، اين روشهاي به پيامدهاي ناپخته اي منجر شده است.

ج)روش نرخ اشتغال: اساس اين روشها عبارت است از تخصيص نوع معيني از نيروي انساني به پارامتر جمعيت كه مي تواند شامل اين موارد باشد: كل جمعيت(يا نيروي كار)، بخش نيروي كار متخصص و ماهر، ثبت نام كنندگان آموزش عالي ويا    مصرف كنندگان خدمت. نرخهايي كه از اين طريق بدست مي آيند، براي برآورد نيازمنديهاي آينده بكار گرفته مي شود.

        يونسكو درسال1960 شصت كشوري را كه برنامه آموزشي آنها برمبناي پيش بيني نيروي انساني بود، مورد بررسي قرار داد، در اين بررسي جهاني مشخص گرديد كه برنامه ريزي آموزشي عالي مبتني بر نيروي انساني از پيش بيني دقيق تا نظارت سطحي وگذرا متغيير است. با اين وجود مدل مبتني بر نيروي انساني، درصدد است تا سه  مرحله را به انجام رساند.

1)پيش بيني تقاضا براي نيروي انساني تحصيلكرده

2)پيش بيني عرضه نيروي انساني تحصيلكرده

3)ايجاد تعادل بين عرضه وتقاضا براي نيروي انساني تحصيلكرده42

 

        به طور مشخص آموزش عالي ودانشگاه مهمترين جايگاه را درتربيت        نيروي انساني متخصص به عهده دارد. بنابراين برآورده ساختن اهداف فوق در آموزش عالي از اهميت خاصي برخوردار است.

م رضا نيستاني

پيام هاي ديگران ()